به یاد یک دوست !

0
39


💠در سفر هریجان برای اولین بار دیدمش ! پر بود از دردِ دل و حرفهای ناگفتنی ! یادم هست که خیلی زود با هم رفیق شدیم و اونروز بیش از نیمی از مسیر رو با هم گپ زدیم و در مورد چیزهایی که دوست داشت صحبت کنه حسابی حرف زدیم !

💠سفر براش حکم رهایی داشت، رهایی از همه چیزهایی که آزارش داده بود و من هم تا آخرین قطره حرفهاش رو شنیدم و خوب یادمه که تا جایی که تونستم باهاش همراهی کردم.حالا دیگه با هم رفیق شده بودیم و سفرها و برنامه های زیادی رو در کنار هم با بقیه دوستان تجربه میکردیم.

💠سفرهای زیادی با هم رفتیم. دورهمی های زیادی با هم بودیم و روزها و شبهای زیادی رو با هم در تهران قدم زدیم و صحبت کردیم اما افسوس که عمرش به دنیا نبود و خیلی زود تنهامون گذاشت و برای همیشه رفت.

💠جمعه بهشت زهرا سر مزارش بودم و بیاد سفر هریجان کلی باهاش حرف زدم اما این بار حسین هیچی نگفت و تمام مدت فقط گوش کرد.

💠پسر مظلومی بود، اهل شعر و ادبیات و سفر و تجربه اما خیلی زود ما و دوستانش رو تنها گذاشت و همه رو اندوهگین کرد.

💠#حسین_یاری_وند عزیز همیشه بیادت هستیم و یادت اینجا همیشه زنده است.

💠خدا رحمتت کنه رفیق. روحت شاد

#مسعودعطری

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً نظر خود را بنویسید
نام خود را اینجا بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.